-Can somebody get the back door, please? Trevor?
-Mary Perfect. Wise Man One. Perfect.
-Excuse me, Diana. I didn’t see June, But there was a baby.
-Well, don’t just stand there, Trevor. Put it in the manger.
-Here we go. Are you ready? There we are. Hello you.
-Trevor.
-Tonight, we tell a story, old and true, of a baby named Jesus, born for me and you.
-Nine thousand pounds! Ooh…
-And now our story begins in a land so far, where Mary and Joseph travel under the guiding star.
-Oh, dear!
-Trevor! Hooves!
-Oh!
-Joseph, ther night grows cold, and the wind is cruel.
-Do not worry, Mary. we will find the place, pulled by this humble mule.
-The journey is long, but their hearts are strong…
-Hello.
-Buenos dias, senora. May I speak with Mr. Trevor Binge-ly?
-It’s Bingley. Trevor Bingley. Yes, thats me. But I’m sorry this isn’t really a very good time.
-Senor Bingley, I am so pleased to make your acquaintance. I am Cesar Jimenez from the personnel department of Grupo del Sanchez Romero.
-Okay. I don’t know…
-The new parent company of Hosesitters Deluxe.
-Oh, right.
-We dont’ have any room in the inn, though you need is clear.
-The thing is that, um, due to the recent change in ownership, Our Barcenola team is not …
-Sorry, could I lever you for just one minute, please? Sorry. You were saying?
-I was saying that our, uh, Barcelona team is not entirely familiar with all of the Housesitters staff. But you are still on our books.
-Three Wise Men draw near on the holy night.
-And I am calling because we’ve had a member of staff cancel due to a family emergency.
-Behold! The star! Rising in the East!
-And we were wondering if you might be available to take over a platinum-lever house-sitting job over the Christmas period.
-Oh. No, I don’t really do that kind of thing anymore.
-In case you were wondering it pays areound 10000 pounds.
-Ten thousand pounds?
-Calm.Calm. Anyone hit? Anyone hurt?
-Full disclousure, uh, you would have to attend and interview on site in London this evening at 5:00 p.m. and if approved, start immediately. so do you thing you might be available?
-Well, yes.
کسی میتونه درِ پشتی رو بیاره، لطفا؟ ترِور؟
مری. عالیه. مرد دانا یک. عالیه.
ببخشید، دیانا. جون رو ندیدم، اما یه بچه بود.
خب، همینطوری اونجا وایسا، ترِور. بذارش تو اصطبل.
شروع میکنیم. آمادهای؟ اینم از این. سلام کوچولو.
ترِور.
امشب، داستانی قدیمی و راستین رو تعریف میکنیم، از بچهای به نام عیسی، که برای من و تو متولد شد.
نه هزار پوند! اوو…
و حالا داستان ما شروع میشه در سرزمینی دور، جایی که مری و یوسف زیر نور ستاره راهنما سفر میکنند.
وای خدای من!
ترِور! سمها!
اوه!
یوسف، شب سرد میشه و باد بیرحمه.
نگران نباش مری. جایی رو پیدا میکنیم، این الاغ حقیر ما رو میکشه.
سفر طولانیه، اما قلبشون قویه…
سلام.
صبح بخیر خانم. میتونم با آقای ترِور بینگ-لی صحبت کنم؟
بینگلی. ترِور بینگلی. بله، خودمم. اما متاسفم الان اصلا وقت مناسبی نیست.
آقای بینگلی، باعث افتخاره که با شما آشنا میشم. من سزار خیمِنِز از بخش پرسنل گروه سانچز رومرو هستم.
باشه. نمیدونم…
شرکت والد جدید Hosesitters Deluxe.
اوه، درسته.
ما جایی در مهمانخانه نداریم، هرچند نیاز شما واضحه.
مسئله اینه که، اممم، به خاطر تغییر اخیر مالکیت، تیم بارسلونای ما…
ببخشید، میشه یه دقیقه منو تنها بذارید، لطفا؟ ببخشید. داشتید میگفتید؟
داشتم میگفتم که تیم بارسلونای ما با تمام کارکنان Hosesitters کاملا آشنا نیست. اما شما هنوز در لیست ما هستید.
سه مرد دانا در شب مقدس نزدیک میشوند.
و من زنگ زدم چون یکی از اعضای کارکنان به خاطر یه مورد اضطراری خانوادگی کنسل کرده.
بنگرید! ستاره! در شرق طلوع میکند!
و ما داشتیم فکر میکردیم که آیا شما ممکنه برای سرپرستی یک خانه پلاتینیوم در تعطیلات کریسمس در دسترس باشید؟
اوه. نه، من دیگه واقعا از این کارها نمیکنم.
اگه براتون جالب بود، دستمزدش حدود ۱۰۰۰۰ پونده.
ده هزار پوند؟
آرام. آرام. کسی ضربه خورد؟ کسی آسیب دید؟
برای صداقت کامل، اممم، شما باید امشب ساعت ۵ بعد از ظهر برای مصاحبه حضوری در لندن حاضر بشید و در صورت تایید، بلافاصله شروع کنید. پس فکر میکنید در دسترس باشید؟
خب، بله.
- Wise Man One: مرد دانا یک (اشاره به یکی از سه مرد دانا در داستان تولد مسیح)
- Put it in the manger: بذارش تو اصطبل/آخور (مربوط به داستان تولد مسیح که نوزاد را در آخور قرار دادند)
- Guiding star: ستاره راهنما (اشاره به ستارهای که مردان دانا را به سمت محل تولد مسیح هدایت کرد)
- Hooves: سمها (اشاره به سم اسب یا الاغ)
- Humble mule: الاغ حقیر/فروتن (برای توصیف حیوان باربری)
- Make your acquaintance: آشنایی با شما (یک عبارت رسمی برای معرفی کردن خود)
- Personnel department: بخش پرسنل/منابع انسانی
- Parent company: شرکت والد (شرکتی که مالکیت شرکت دیگری را دارد)
- Room in the inn: جایی در مهمانخانه (اشاره به داستان تولد مسیح که مری و یوسف جایی در مهمانخانه پیدا نکردند)
- Change in ownership: تغییر در مالکیت
- On our books: در لیست ما/تحت پوشش ما (به معنی اینکه هنوز جزو کارکنان یا افراد ثبت شده هستند)
- Draw near: نزدیک شدن
- Holy night: شب مقدس
- Behold!: بنگرید!/نگاه کنید! (برای جلب توجه)
- Cancel due to a family emergency: به دلیل مورد اضطراری خانوادگی کنسل کردن
- Platinum-lever house-sitting job: شغل سرپرستی خانه در سطح پلاتینیوم (احتمالا یک شغل لوکس و با دستمزد بالا)
- Full disclosure: برای صداقت کامل/بیان کامل همه جزئیات
- Interview on site: مصاحبه حضوری در محل
- Start immediately: بلافاصله شروع کردن